توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢١ - صنعت مذهب كلامى
[ و ارتاد] مىباشد و كلمه [مذهب] يعنى موضوع و محلّى كه بمنظور حاجات بآنطرف مىروند.
و ملوك مرفوع بوده و تقديرش چنين است: فى ذلك الجانب ملوك.
و منظور از [احكّم فى اموالهم] اينست كه در اموالشان به هر كيفيّتى كه بخواهم مىتوانم تصّرف كنم.
و مراد از [أقرب] اينستكه نزد ايشان مقرّب شده و رفعت مرتبه پيدا مىكنم و كلمه [اصطغيتهم] يعنى احسنت اليهم.
و مقصود شاعر از مصراع اخير يعنى: فلم ترهم فى مدحهم لك اذنبوا.
اينستكه: مرا بر مدح آن جفنه كه بمن احسان كرده و انعام نمودهاند مورد عتاب و سرزنش قرار مده چنانچه نبايد قومى را كه بايشان احسان نمودهاى و آنها در قبال اين احسان تو را مدح كردهاند عتاب نموده و مورد سرزنش قرار دهى زيرا مدح ايشان گناه نمىباشد همان طورى كه مدح من نسبت بكسيكه بمن احسان نموده گناه و تقصير نيست.
شاهد در اينستكه اين حجّت و برهانى كه شاعر آورده بطريق تمثيل است و اين همان تمثيلى استكه فقهاء نامش را قياس ميگذارند.
و ممكنست استدلال شاعر را بصورة قياس استثنائى درآوريم و هيئت اين قياس چنين است:
لو كان مدحى لال جفنة ذنبا لكان مدح ذلك القوم لك ايضا ذنبا و اللازم باطل فكذا الملزوم.
يعنى: اگر مدح نمودن نسبت بآل جفنه گناه و تقصير است