توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣١ - مقاله برخى از ادباء و انتقاد شارح بآن
از قبيل توارد خواطر بر سبيل اتّفاق بوده بدون اينكه اخذ و سرقتى صورت گرفته باشد.
و امّا اگر ندانيم بايد گفته شود:
فلانى اينطور گفته و قبل از او ديگرى چنين بيان كرده است.
شارح گويد:
مقصود اينستكه اكثر و بيشتر انواعى كه براى اخذ غير ظاهر ذكر نموديم و همچنين نظائر اين مذكورات و مقبول و مورد پسند اهل ذوق ميباشد زيرا در آنها بنوعى تصرّف شده كه طبع آنها را مستحسن و نيكو مىيابد و اينطور نيست كه آخذ بصرف نقل كلام غير اكتفاء نموده باشد بلكه پارهاى از اين انواع در حدّى هستند كه حسن تصرّف آنها را از زمره اتباع و اخذ خارج و به مرحله ابتداء و تأسيس كشانده است بطورى كه مستمع حاضر نيست وقتى آنرا شنيد حكم كند كه آن كلامى است مأخوذ از كلام ديگر و بايد توجّه داشت كه هرچه اخذ و سرقت مخفىتر باشد بنحوى كه مأخوذ بودنش از كلام اوّل دانسته نشود مگر پس از دقّت و تأمل زياد البتّه به قبول و پسند اهل ذوق نزديكتر ميباشد زيرا از حضيض اتباع بدور و به اوج تأسيس و ابتداع اقرب مىباشد.
سپس شارح گويد:
مشاراليه [هذا] در كلام مصنّف كه گفته: هذا كلّه الخ مطالبى استكه در تحت عنوان اخذ ظاهر و غير ظاهر بيان شد و آنها عبارت بودند از:
ادّعاى سابقيّت احد الكلامين بر ديگرى و مأخوذ بودن دوّمى از آن و مقبول و مردود بودن اخذ و تسميه هريك باسامى مذكور و حاصل