توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٣ - انواع سرقت و اخذ
نوع از اخذ شرط نيست كه معناى دو كلام با هم كاملا متّحد بوده و فرقى بين آنها نباشد و اين توهّم را كه برخى نمودهاند صحيح و درست نيست و الّا اگر اتّحاد كلامين در معنا شرط مىبود نبايد كلام ابو الطّيب مأخوذ از كلام ابى تمام محسوب شود زيرا ابو تمام بخل را معلّق بر مثل شخصى كه مورد مرثيه است نموده درحاليكه ابو الطّيب آنرا بنفس ممدوح معلّق ساخته است و بين ايندو فرق بسيار است ولى چنانچه ملاحظه شد مصنّف بيت ابو الطّيب را مأخوذ از بيت ابو تمام قرار داده پس معلوم ميشود اتّحاد دو كلام در معنا شرط نيست.
و بهرصورت بيت ابو تمام از حيث سبك اجود و بهتر است از بيت ابو الطّيب زيرا در بيت وى كلمه [لقد يكون] بلفظ مضارع آمده و اين بجا و بمورد نيست زيرا معناى كلام اخبار از گذشته است و مناسبتر با آن تعبير بلفظ ماضى ميباشد نه مضارع.
سؤال
مراد ابو الطّيب اينستكه زمان نسبت به هلاكت ممدوح بخل مىورزد زيرا وى شخصى است كه وجودش سبب صلاح عالم مىباشد و پر واضح است كه هلاكت امرى است استقبالى و تعبير به [و لقد يكون الخ] كاملا با آن سازش دارد.
البتّه نبايد باين گفته ما انتقاد شود و كسى اينطور بگويد:
زمان وقتى نسبت به وجود ممدوح سخاوت از خود نشان داد و آن را بذل و جود نمود ديگر ممدوح در تصرّف زمان باقى نمانده تا صحيح باشد بگوئيم زمان نسبت بآن بخل نمود، يا جود كرد پس غلط