المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٣٨ - موارد عدم جواز تقديم خبر بر مبتداء
شارح گويد:
مشروط باينكه قرينه و بيانى كه نماينده و مميّز خبر از مبتداء بوده در بين نباشد مانند:
زيد صديقك (زيد دوست تو است).
شاهد در « صديقك » بوده كه خبر است و از حيث تعريف با مبتداء متساوى است و چون قرينهاى كه خبر بودن آن از مبتداء را مشخّص كند وجود ندارد از اينرو لازم است برطبق اصل مؤخّر آمده و مبتداء را مقدّم قرار دهيم تا بدينوسيله از التباس و اشتباه خبر ما مبتداء اجتناب و دورى نموده باشيم.
بنابراين اگر در مورد مزبور قرينه و مبيّنى وجود داشته باشد كه بواسطهاش بتوانيم خبر را از مبتداء تشخيص دهيم تقديم آن برمبتداء جايز مىباشد مانند آنچه در قول ابن خطّاب وارد شده:
|
بنونا بنو ابنائنا و بناتنا |
بنوهنّ ابناء الرّجال الاباعد |
يعنى پسران پسران ما، پسران ما هستند و دختران ما، پسرانشان از جمله پسران مردمان دور از ما مىباشند.
شاهد در « بنونا » است كه خبر است از « بنو ابنائنا» و برآن مقدّم شده و مجوّز اين تقديم وجود قرينه مىباشد زيرا در حقّ پسران پسران يعنى نوهها مىتوان گفت كه ايشان پسران ما هستند ولى عكس آن صحيح نيست از اينرو « بنونا » را نمىتوان مبتداء و « بنو ابنائنا» را خبر آن قرار داد.
سپس مصنّف گويد:
و همچنين تقديم خبر برمبتداء در جائيكه فعل باشد ممتنع است.
شارح گويد:
مقصود از « فعل » فعلى است كه ضمير مستترى را كه بمبتداء رجوع مىكند رفع داده باشد مانند:
زيد قام (زيد ايستاد).
شاهد در « قام » است كه خبر از « زيد » بوده و ضمير « هو » را كه در