المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦٣ - الف و لام زائده لازمه
برخى از ادباء گفتهاند:
اينمقاله بسيار غريب و عجيب است زيرا از طرف حضرات كلمه « الآن » را متضمّن معناى « ال » حضورى دانسته و بدينسبب آنرا مبنى نمودهاند و از جانب ديگر « الف و لام» داخل برآنرا زائده تقدير كردهاند.
لذا بايد بگوئيم:
با بودن الف و لام در آن هيچ نياز به مقدّر بودن الف و لام ديگر نداشته و مىتوان همين الف و لام را بمعناى الف و لام حضورى فرض كنيم.
و بهرتقدير علّت آنكه آنرا مبنى برحركت يعنى فتحه كرده و « الآن » خواندهاند اينستكه بين الف و نون كه هردو ساكن مىباشند التقاء ساكنين شده لاجرم براى رفع آن، نون را حركت دادهاند و چون ظروف مستحقّ نصب مىباشند لاجرم مناسب اين بود كه آنرا مبنى برفتحه كنند.
و امّا الّذين جمع الّذى است.
و امّا اللّاتى جمع الّتى مىباشد.
ناگفته نماند كه زائده بودن الف و لام در « الّذين » و (اللّاتى) بنابر اينقول است كه تعريف موصول بواسطه صله بوده نه بالف و لام داخل برآن چه آنكه در تعريف موصول دو قول است.
الف: برخى موصولات از قبيل الّذى و الّذين و الّتى و اللّاتى را معرّف به صله مىدانند.
ب: بعضى ديگر گفتهاند اگر موصولات الف و لام داشته باشند همچون الفاظ مذكور تعريفشان با الف و لام است و اگر از « ال » مجرّد باشند همچون « من » و « ما » تعريفشان بواسطه الف و لام منوىّ است.
بنابراين طبق قول دوّم الف و لام در كلمات مذكور زائده نبوده بلكه الف و لام تعريف مىباشد.
قوله: و قد تزاد لازما: ضمير نائب فاعلى در « تزاد » به ال راجع است.
قوله: بان كان ما دخلت عليه معرّفا بغيرها: ضمير در « دخلت » به الف و لام