المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٥ - تقسيم فعل و بيان علائم اقسام آن
ممتاز و مشخّص نمود.
مصنّف در شرح كافيه گفته است:
مقصود از تاء فاعلى و تاء ساكنه علامتى است كه بفعلى اختصاص دارد كه صرفا آنرا براى زمان گذشته وضع نمودهاند اگرچه از نظر معنا مستقبل باشد همچون فعل ضرب كه تاء ساكن و تاء فاعلى يعنى تاء مفتوحه و مضمومه و مكسوره بآن ملحق مىگردد.
سپس مصنّف گويد:
و بواسطه نون فعل امر را نشانه بگذار مشروط باينكه معناى امر از آن فهميده شود.
شارح گويد:
مقصود از « نون » نون تأكيد بوده و مراد از « نشانه گذاردن» تميز دادن و جدا كردن فعل امر است از فعليكه نون تأكيد را قبول كرده ولى امر نيست همچون فعل استفهام و نهى و اشباه ايندو.
مؤلّف گويد:
پس نشانه فعل امر بودن دو چيز است:
الف: علامت لفظى و آن اينستكه نون تأكيد بپذيرد اعمّ از خفيفه و ثقيله.
ب: علامت معنوى و آن اينستكه معناى طلب ايجاد فعل يعنى امر از آن استفاده گردد.
قوله: عن قسيميه: يعنى دو قسيم و مقابل ماضى كه مضارع و امر باشند.
قوله: و كذا بتاء الفاعل: يعنى و همچنين فعل ماضى را بواسطه تاء فاعلى از دو قسيمش ممتاز بگردان.
قوله: و عنى بذلك علامة تختصّ الموضوع للمضىّ: كلمه « عنى » به صيغه مجهول بوده و مشار اليه « ذلك » تاء فاعلى و ساكنه مىباشد.
قوله: و لو كان مستقبل المعنى: ضمير در « كان » به الموضوع للمضىّ عود