المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٩ - علائم فعل
اسماء راجع است.
قوله: و به يتعلّق قوله « بناء »: ضمير در « به » به « ينجلى » راجع بوده و ضمائر در « يتعلّق » و « قوله » به مصنّف عود مىكند.
قوله: و لا يقدح فى ذلك: كلمه « لا يقدح» يعنى لا يضرّ و مشار اليه « ذلك » اختصاص داشتن علائم مذكور بفعل مىباشد.
قوله: دخول النّون على الاسم فى قوله: يعنى قول شاعر و در گوينده دو بيت مذكور اختلاف است بعضى گويندهاش را رؤبة بن عجّاج تميمى دانسته و برخى گفتهاند ناظم مردى از قبيله هذيل است كه اشعار را درباره زنى از عرب گفته كه شوهرش تزويج با او را انكار نموده است.
قوله: لانّه ضرورة: ضمير در « لانّه » به دخول نون راجع است.
متن: «١٢»
|
سواهما الحرف كهل و في و لم |
فعل مضارع يلي لم كيشم |
تجزيه و تركيب
سواهما: مضاف و مضاف اليه، خبر مقدّم.
الحرف: مبتداء مؤخّر.
كهل: كاف اسميّه بمعناى « مثل » مىباشد و هل نيز در اينجا اسم است بنابراين اينكلمه مضاف و مضاف اليه بوده و خبر است براى مبتداء محذوف و تقدير كلام و هو مثل هل مىباشد.
و فى: معطوف است به « هل » چنانچه « و لم» نيز معطوف بآن مىباشد.
فعل مضارع: مضاف و مضاف اليه، مبتداء.
يلى: خبر است براى مبتداء مذكور.
لم: مفعول است براى « يلى ».