المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٧ - علائم فعل
بر فتح است و بهرصورت ساكن نيست.
سپس مصنّف گويد:
يكى ديگر از علامتهاى فعل يائى است كه در كلمه « افعلي » مىباشد.
شارح گويد:
و نيز يائى كه در كلمات « هاتى » و « تعالى » و « تفعلين » مىباشد.
مؤلّف گويد:
مقصود يائى است كه علامت مفرد مؤنّث مخاطبه مىباشد كه هم بفعل امر حاضر متّصل شده مانند سه مثال اوّل يعنى:
افعلي و هاتى و تعالى و هم بفعل مضارع ملحق مىگردد مانند مثال اخير يعنى تفعلين.
پس از آن مصنّف مىگويد:
يكى ديگر از علامتهاى فعل الحاق نون تأكيد بآن است.
شارح گويد:
اعمّ از آنكه نون مزبور مشدّده و باصطلاح مثقّلّه بوده همچون نون در اقبلنّ يا خفيفه باشد مثل آنچه در « ليكونن » مىباشد.
مؤلّف گويد:
اين نون فقط بفعل امر يا افعاليكه معناى طلب در آنها است همچون نهى و استفهام متّصل مىگردد.
بنابراين بفعل ماضى و مضارع خالى از معناى طلب هرگز ملحق نمىشود.
پس از آن مصنّف گويد:
بواسطه اين علائم فعل منجلى مىشود.
شارح گويد:
كلمه « ينجلى » يعنى « ينكشف » و حاصل آنكه: