المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢٧ - موارد مفيد بودن ابتداء بنكره
٤- آنكه براى نكره صفت آورده باشند و آن به دو نحو صورت مىگيرد:
الف: صفت مذكور در كلام مانند:
رجل من الكرام عندنا (مردى از افراد كريم نزد ما مىباشد).
شاهد در « رجل » است كه نكره بوده و مبتداء واقع شده و « عندنا » مضاف و مضاف اليه خبرش مىباشد و چون « من الكرام» جار و مجرور و متعلّق باستقرّ بوده و صفت براى آن واقع شده لاجرم ابتداء بآن جايز است.
ب: صفت در كلام مذكور نبوده بلكه مقدّر باشد مانند:
شرّ اهرّ ذاناب كه تقدير آن شرّ عظيم اهرّ ذاناب مىباشد يعنى شرّ بزرگى بفرياد آورد صاحب نيش را.
شاهد در « شرّ » است كه نكره بوده و مبتداء واقع شده و « اهرّ » خبرش مىباشد و چون صفتش در تقدير است ابتداء بآن جايز مىباشد.
البتّه در مثال مذكور دو وجه جايز است:
وجه اوّل: تنوين در « شرّ » تنوين تمكّن بوده و كلمه « عظيم » كه صفت براى « شرّ » است مقدّر باشد.
وجه دوّم: تنوين مزبور تنوين تنكير بوده و دلالت برتعظيم داشته باشد بدون اينكه نيازى بتقدير « عظيم » داشته باشيم.
واضح است كه مثال مزبور بنابر وجه اوّل شاهد مىشود چه آنكه در اينفرض صفت مقدّر است نه فرض دوّم كه نفس تنوين دلالت بر « عظيم » داشته بدون تقدير محذوف.
و مىتوان گفت دو وجهى كه در آن جايز است عبارتند از:
اوّل: آنكه تنوين، تنوين تنكير بوده و بقرينه آن عظيم مقدّر باشد چه آنكه گاهى تنكير آوردن اسم بمنظور دلالت برتعظيم مىباشد و مقصود از « تقدير » نه حذف باشد تا بگوئيم وقتى تنوين براى تنكير بود نيازى بمحذوف