المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠ - كلام مصنف دركتاب تسهيل
بايد مركّب باشد ولى مصنّف همچون وى تصريح ننموده.
قوله: كغيره: ضمير مجرورى به مصنّف عود كرده و اين جارّ و مجرور متعلّق به « لم يصرّح» مىباشند يعنى لم يصرّح المصنّف كغيره باشتراط كون الكلام مركّبا و خلاصه آنكه:
مصنّف همچون غيرش از ادباء ديگر به اشتراط مركّب بودن كلام تصريح ننموده.
قوله: للاستغناء عنه: كلمه « للاستغناء » علّت است براى « لم يصرّح» و ضمير در « عنه » به تصريح باشتراط كونه مركّبا راجع است.
قوله: اذ ليس لنا الخ: علّت است براى « استغناء از تصريح».
قوله: و هو غير مركّب: كلمه « واو » حاليّه بوده و ضمير « هو » به لفظ مفيد راجع است.
قوله: و اشار الى اشتراط كونه موضوعا: ضمير فاعلى در « اشار » به مصنّف راجع بوده و ضمير در « كونه » به كلام عود مىكند.
قوله: اى مقصودا: يعنى كلمه « موضوعا » بمعناى « مقصودا » است.
مؤلّف گويد:
تفسير « موضوعا » به « مقصودا » از باب تفسير به لازم شيئ مىباشد چه آنكه لازمه وضع و جعل امرى براى امر ديگر آنستكه امر دوّم بايد مقصود و منوى باشد و الّا وضع و جعل صورت نخواهد گرفت مثلا:
پدرى كه نام « على » را براى مولود در نظر گرفته و براى او وضع مىكند لازمهاش آنستكه مولود مورد قصد و نيّت او بوده و ارادهاش اين باشد كه لفظ يادشده را براى او قرار دهد.
و بهرتقدير معناى لفظ در كلام بايد مقصود و منظور متكلّم باشد.
قوله: ليخرج ما ينطق به النّائم: اين عبارت علّت است براى « اشار » و ضمير « به » به ماء موصوله راجع است.
قوله: و السّاهى: يعنى ما ينطق به السّاهى، و ساهى كسى است كه