المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٨٧ - مبتداء وصفى و شرط آن
و غير قائم الزّيدان و ما مضروب العمران.
و قد، قال الاخفش و الكوفيّون، يجوز، كون الوصف مبتداء و له فاعل يغنى عن الخبر من غير اعتماد على نفى و لا استفهام، نحو فائز، اى ناج، اولو الرّشد، بفتحتين اى اصحاب الهدى.
ترجمه و شرح:
مصنّف گويد:
و براين مثاليكه ذكر شد امثالش را مىتوان قياس نمود.
شارح گويد:
يعنى امثال « أسار ذان» و آن هروصفى است كه پس از ادات استفهام واقع شده و اسم ظاهر يا ضمير بارزى را رفع داده باشد اعمّ از اينكه ادات استفهام همزه بوده يا غير آن و وصف نيز چه اسم فاعل بوده و چه اسم مفعول و چه غير ايندو مانند:
كيف جالس الزّيدان (دو زيد چگونه نشسته هستند).
شاهد در « جالس » است كه اسم فاعل بوده و « الزّيدان » را كه اسم ظاهر است بنابر فاعليّت رفع داده و بر « كيف استفهاميّه» اعتماد دارد لذا مبتداء وصفى است.
و نيز مانند:
أمضروب العمران (آيا دو عمرو زده شدهاند).
شاهد در « مضروب » است كه اسم مفعول بوده و « العمران » را كه اسم ظاهر است بنابر نائب فاعل بودن رفع داده و برهمزه استفهاميّه اعتماد دارد از اينرو مبتداء وصفى است.
سپس شارح گويد:
و اگر وصف مذكور ضمير مستتر را رفع داده باشد نمىتوان آنرا مبتداء وصفى دانست مانند لفظ « قاعد » در مثال:
ما زيد قائم و لا قاعد (زيد نه ايستاده و نه نشسته است).