المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٤ - حكمى ديگر از احكام ضمائر
براى ثانى توصيف فرمود و پس از ايّامى چند وى ابن صيّاد را با اوصافى كه جناب نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم توصيف فرموده بودند مطابق ديد لذا قصد كشتنش را نمود حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را نهى فرموده و از اين كار برحذر داشتند و عبارت مذكور را باو گفتند.
قوله: و لم يصرّح به تأدّبا: ضمير فاعلى در « لم يصرّح» به مصنّف و ضمير مجرورى در « به » به سيبويه عود مىكند.
قوله: لكونه فى الصّورتين: ضمير در « لكونه » به ضمير دوّم راجع بوده و مقصود از « فى الصّورتين» هاء در كنته و نيز در « خلتنيه » مىباشد.
قوله: خبرا فى الاصل: زيرا « كان » و « خال » هردو از نواسخ مبتداء و خبر بوده كه وقتى برسر آندو داخل شدند مبتداء را اسم خود و خبر را، خبر خويش قرار مىدهند.
قوله: كما تقدّم: چون قبلا گفته شد هرجا كه عامل ضمير معنوى باشد بايد آنرا منفصل آورد و چون عامل در خبر بنا به رأى محقّقين امر معنوى است لاجرم انفصالش واجب و لازمست.
متن: «٦٦»
|
و قدّم الاخصّ فى اتّصال |
و قدمّن ما شئت فى انفصال |
تجزيه و تركيب
قدّم: امر حاضر، فعل و فاعل.
الاخصّ: مفعول براى « قدّم ».
فى اتّصال: جارّ و مجرور، متعلّق است به « قدّم ».
و: عاطفه.
قدمّن: امر حاضر مؤكّد بنون تأكيد خفيفه.