المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠١ - اعراب و بناء در افعال
الف: دلالتش برزمان حال.
ب: دلالتش برزمان استقبال.
لذا متكلّم هركدام بخصوص را كه اراده كند بايد برآن قرينه بياورد لذا اگر برسر آن لام درآورد و گفت:
ليضرب زيد (بايد زيد السّاعه بزند).
بقرينه لام معناى حال از آن مقصود است و اگر بگويد:
سيضرب زيد عمرا يا سوف يضرب زيد عمرا (بزودى زيد عمر را خواهد زد).
دو كلمه « سين » و « سوف » قرينه هستند كه مقصود متكلّم از فعل مضارع زمان آينده است با اينفرق كه سين دلالت برآيندهاى نزديك نموده و سوف برآيندهاى نسبتا دورتر.
فلذا اگر در موردى هيچ قرينهاى براراده خصوص زمان حال يا استقبال در كلام نباشد لفظ از اين نظر مجمل بوده.
و مخاطب حقّ ندارد آنرا برهيچكدام از دو معناى مزبور حمل كند همانطوريكه در اسماء مشتركه تقرير شد.
و چون از اين نظر شباهت باسماء دارد لاجرم ارباب ادب و لسان آنرا معرب دانستهاند.
ولى ناگفته نماند كه بطور مطلق و بدون قيد شرط آنرا معرب نمىدانند بلكه مشروط باينكه از آنچه در بيت بعدى گفتهشده عارى و مجرّد باشد.
قوله: و فعل امر و مضىّ بنيا الاوّل على السّكون: در اعراب و بناء فعل امر اختلاف است:
اهل بصره آنرا مبنى دانسته و اين رأى مشهور بين ادباء است و اهل كوفه آنرا معرب خواندهاند.
قوله: ان كان صحيح الآخر: اعمّ از آنكه فاء الفعل يا عين الفعلش حرف علّه بوده يا آنها نيز صحيح و سالم باشند.
قوله: ما لم يتّصل به واو الجمع: ضمير در « به » به الثّانى (ماضى) راجع