تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٠ - تفسير نور ايمان در دل ملكه سبا
گرفته باشد.
از اين گذشته در تواريخ آمده است كه او تخت گرانبهاى خود را در جاى محفوظى، در قصر مخصوص خود در اطاقى كه مراقبان زياد از آن حفاظت مىكردند و درهاى محكمى داشت، قرار داده بود.
ولى با اين همه، ملكه سبا با تمام تغييراتى كه به آن تخت داده بودند توانست آن را بشناسد.
و بلافاصله افزود:" و ما پيش از اين هم آگاه بوديم و اسلام آورده بوديم"! (وَ أُوتِينَا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِها وَ كُنَّا مُسْلِمِينَ).
يعنى اگر منظور سليمان از اين مقدمه چينىها اين است كه ما به اعجاز او پى ببريم ما پيش از اين با نشانههاى ديگر از حقانيت او آگاه شده بوديم و حتى قبل از ديدن اين خارق عادت عجيب ايمان آورده بوديم، و چندان نيازى به اين كار نبود.
[١] در اينكه فاعل" صد" كيست؟ و همچنين" ما" در" ما كانت" موصوله است يا مصدريه؟ مفسران سخن بسيار گفتهاند، جمعى فاعل آن را چنان كه در بالا گفتيم سليمان دانستهاند، و بعضى خداوند كه تفاوت زيادى از نظر نتيجه ندارد مطابق اين دو تفسير" ها" مفعول اول است، و" ما كانت" در جاى مفعول دوم با حذف" جار"، و تقدير چنين است (صدها سليمان)- يا- صدها اللَّه عما كانت تعبد من دون اللَّه- ولى جمعى ديگر ما كانت ...
را فاعل صد دانستهاند كه معنى چنين مىشود: معبودهاى ملكه او را از پرستش حق بازداشته بود- اما با توجه به اينكه در اينجا سخن از ايمان او است نه از كفر او تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد- و كلمه" ما" ممكن است موصوله يا مصدريه باشد.