تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٥ - ٢- يك جمع بندى كلى از سرگذشت سليمان
ذيلا مىكنيم.
١- اين داستان از موهبت علم وافرى كه خداوند در اختيار سليمان و داود گذاشته است شروع مىشود، و به توحيد و تسليم در برابر فرمان پروردگار ختم مىگردد، آن هم توحيدى كه پايگاهش نيز" علم" است.
٢- اين داستان نشان مىدهد كه گاه غائب شدن يك پرنده، و پرواز استثنايى او بر فراز يك منطقه ممكن است مسير تاريخ ملتى را تغيير دهد، و آنها را از شرك به ايمان و از فساد به صلاح بكشاند، و اين است نمونهاى از قدرتنمايى پروردگار و نمونهاى از حكومت حق! ٣- اين داستان نشان مىدهد كه نور توحيد در تمام دلها پرتوافكن است و حتى يك پرنده ظاهرا خاموش از اسرار عميق توحيد خبر مىدهد.
٤- براى توجه دادن يك انسان به ارزش واقعيش، و نيز هدايت او به سوى اللَّه بايد نخست غرور و تكبر او را در هم شكست تا پردههاى تاريك از جلو چشم واقع بين او كنار برود همانگونه كه سليمان با انجام دو كار غرور ملكه سبا را درهم شكست: حاضر ساختن تختش، و به اشتباه افكندن او در برابر ساختمان قسمتى از قصر! ٥- هدف نهايى در حكومت انبياء، كشورگشايى نيست، بلكه هدف همان چيزى است كه در آخرين آيه فوق خوانديم كه سركشان به گناه خود اعتراف كنند و در برابر رب العالمين سر تعظيم فرود آورند، و لذا قرآن با همين نكته داستان فوق را پايان مىدهد.
٦- روح" ايمان" همان" تسليم" است، به همين دليل هم سليمان در نامهاش روى آن تكيه مىكند، و هم ملكه سبا در پايان كار.
٧- گاه يك انسان با دارا بودن بزرگترين قدرت ممكن است نيازمند به موجود ضعيفى همچون يك پرنده شود، نه تنها از علم او كه از كار او نيز كمك