تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٩ - تفسير اى نوح! چرا بى سر و پاها گرد تو را گرفتهاند؟
ترجمه:
١٠٥- قوم نوح رسولان را تكذيب كردند.
١٠٦- هنگامى كه برادرشان نوح به آنها گفت، آيا تقوى پيشه نمىكنيد؟
١٠٧- من براى شما رسول امينى هستم.
١٠٨- تقواى الهى پيشه كنيد، و مرا اطاعت نمائيد.
١٠٩- من هيچ مزدى در برابر اين دعوت از شما نمىخواهم، اجر من تنها بر پروردگار عالميان است.
١١٠- بنا بر اين تقواى الهى پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
١١١- گفتند آيا ما به تو ايمان بياوريم در حالى كه افراد پست و بى ارزش از تو پيروى كردهاند؟! ١١٢- (نوح) گفت، من چه مىدانم آنها چه كارى داشتهاند.
١١٣- حساب آنها تنها بر پروردگار من است، اگر شما مىفهميديد؟
١١٤- و من هرگز مؤمنان را طرد نخواهم كرد.
١١٥- من تنها انذار كننده آشكارى هستم.
تفسير: اى نوح! چرا بى سر و پاها گرد تو را گرفتهاند؟
قرآن بعد از پايان ماجراى ابراهيم و گفتگوهايش با قوم گمراه سخن از قوم نوح به عنوان يك ماجراى آموزنده ديگر به ميان مىآورد، و لجاجت و سرسختى و بى شرمى آنها را با عاقبت دردناكشان ضمن چند آيه بازگو مىكند.
نخست مىگويد:" قوم نوح، رسولان را تكذيب كردند" (كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ) [١]
[١] مؤنث بودن" كذبت" به خاطر اين است كه قوم به معنى" جماعت" است و جماعت تانيث لفظى دارد، بعضى نيز گفتهاند" قوم" ذاتا كلمه مؤنثى است زيرا در مصغر آن" قويمة" گفته مىشود (اولى را طبرسى در مجمع البيان و دومى را فخر رازى در تفسيرش بيان كرده است) ولى آلوسى در روح المعانى مىگويد: لفظ قوم هم به صورت مذكر هم به صورت مؤنث استعمال مىشود.