تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٦ - تفسير آغاز رسالت موسى (ع)
خاص روانى و اجتماعى مسلمانان در آن مقطع خاص زمانى و مشابه آن بوده است.
نخست مىگويد:" به خاطر بياور هنگامى كه پروردگارت موسى را ندا كرد كه به سراغ آن قوم ستمگر برو" (وَ إِذْ نادى رَبُّكَ مُوسى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ).
اين نكته قابل توجه است كه تنها صفتى را از فرعونيان كه بر آن تكيه كرده ظلم است و مىدانيم ظلم معنى جامع و گستردهاى دارد كه شرك يكى از مصاديق بارز آن است، (إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ- لقمان آيه ١٣) و استثمار و استعباد بنى اسرائيل با آن همه زجر و شكنجه نيز مصداق ديگرى از آن مىباشد، از اين گذشته آنها با اعمال خلافشان قبل از هر كس بر خودشان ستم مىكردند، و به اين ترتيب مىتوان هدف دعوت انبياء را در مبارزه با ظلم و ستم در تمام ابعاد خلاصه كرد!.
" عرض كرد پروردگارا! من از آن بيم دارم كه مرا تكذيب كنند" (قالَ رَبِّ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ).
و پيش از آنكه بتوانم رسالتم را به آخر برسانم با جار و جنجال و تكذيبهاى خود مرا از صحنه بيرون كنند، و اين بار به مقصد نرسد.
موسى ع در ذكر اين سخن كاملا حق داشت چرا كه فرعون و دار و دستهاش آن قدر مسلط بر اوضاع كشور مصر بودند كه احدى ياراى مخالفت با آنها را نداشت و هر گونه نغمه مخالفى را با شدت و بى رحمى سركوب مىكردند.