تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٩ - ١- وحدت رهبرى
كفر) به يكديگر كمك مىكنند" (وَ كانَ الْكافِرُ عَلى رَبِّهِ ظَهِيراً).
آنها در مسير انحرافيشان تنها نيستند، و بطور قاطعى يكديگر را تقويت مىنمايند، نيروهايى را كه مىبايست در مسير" اللَّه" بسيج كنند، بر ضد آئين خدا و پيامبرش و مؤمنان راستين بسيج مىنمايند.
و اگر مىبينيم بعضى از مفسران،" كافر" را در اينجا منحصرا به" ابو جهل" تفسير كردهاند از باب ذكر مصداق واضح است، و گرنه كافر در همه جا معنى وسيعى دارد كه همه كفار را شامل مىشود.
نكتهها:
١- وحدت رهبرى
در نخستين آيه مورد بحث اين سخن پروردگار را خوانديم كه" اگر مىخواستيم در هر شهر و ديارى، پيامبرى انذار كننده مبعوث مىكرديم ولى چنين نكرديم.
اين مسلما به خاطر آنست كه پيامبران رهبران امتها هستند و مىدانيم تفرقه در مساله رهبرى موجب تضعيف هر امت و ملت است، مخصوصا در آنجا كه سخن از خاتميت در ميان است و بايد رهبرى تا پايان جهان تداوم يابد اهميت تمركز و وحدت آشكارتر مىشود.
رهبر واحد مىتواند تمام نيروها را متحد سازد، و به آنها انسجام و وحدت برنامه دهد، و در حقيقت مساله وحدت رهبرى، انعكاسى است از حقيقت توحيد در اجتماع انسانى كه نقطه مقابل آن يك نوع شرك و تفرقه و نفاق است.
و اگر در آيه ٢٤ سوره فاطر مىخوانيم وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ:
" هر امتى پيامبرى انذار كننده داشته" هيچ گونه منافاتى با بحث فوق ندارد، زيرا سخن از امت است، نه از اهل هر شهر و هر ديار.
از مقام پيامبران كه بگذريم در ردههاى پائينتر رهبرى نيز همين اصل