تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩ - نكتهها
همان بهشتى كه" هر چه در آن بخواهند در آنجا براى آنها فراهم است" (لَهُمْ فِيها ما يَشاؤُنَ).
همان بهشتى كه" براى هميشه در آن خواهند ماند" (خالِدِينَ).
" اين وعدهاى است مسلم بر پروردگارتان كه آن را بر عهده گرفته است" (كانَ عَلى رَبِّكَ وَعْداً مَسْؤُلًا).
اين سؤال و داورى طلبيدن نه به خاطر آن است كه كسى ترديد در اين امر داشته باشد، و نه اينكه آن عذابهاى دردناك وحشتناك قابل موازنه و مقايسه با اين نعمتهاى بى نظير باشد، بلكه اين گونه سؤالها و داورى طلبيدنها براى بيدار ساختن وجدانهاى خفته است كه آنها را در برابر يك امر بديهى و بر سر دو راهى قرار دهند.
اگر در پاسخ بگويند آن نعمتها بهتر است و برتر است (كه حتما بايد بگويند) خود را محكوم كردهاند كه اعمالشان بر ضد آن است، و اگر بگويند آن عذاب بر اين نعمت برترى دارد سند بى عقلى خود را امضاء نمودهاند، و اين درست به آن مىماند كه ما به جوان گريزپايى كه مدرسه و دانشگاه را ترك گفته، هشدار مىدهيم و مىگوئيم ببين آنها كه از علم و دانش فرار كردند و در آغوش فساد افتادند جايشان زندان است آيا زندان بهتر است يا رسيدن به مقامات عالى؟!
نكتهها:
١- نخست به اين نكته بايد توجه كرد كه در آيات فوق در يك جا" خلد" و جاودانگى را به عنوان صفتى براى بهشت بيان كرده و در جاى ديگر" خالد بودن" را حال براى بهشتيان، تا تاكيدى باشد بر اين حقيقت كه هم بهشت جاودانى است و هم ساكنان آن.
٢- جمله" لَهُمْ فِيها ما يَشاؤُنَ" (هر چه بخواهند در بهشت هست) نقطه