تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢ - تفسير چرا اين پيامبر گنجها و باغها ندارد؟
عزتم بستگى به خواسته آنها داشته باشد، در حالى كه خودشان فقر و بيچارگى از سر و وضعشان مىبارد (اگر راست مىگويند) چرا دستبندهايى از طلا به آنها داده نشده است؟
اين سخن را فرعون به خاطر بزرگ شمردن طلا، و جمع آورى آن و تحقير پشم و پوشيدن آن گفت.
ولى اگر خدا مىخواست، هنگام مبعوث ساختن پيامبرانش، درهاى گنجها و معادن طلا و باغهاى خرم و سرسبز را به روى آنان بگشايد، مىگشود، و اگر مىخواست پرندگان آسمان و حيوانات وحشى زمين را همراه آنان گسيل دارد، مىداشت، اگر اين كار را مىكرد، امتحان از ميان مىرفت، پاداش و جزاء بى اثر مىشد، وعده و وعيدهاى الهى بىفايده مىگرديد، و براى پذيرندگان، اجر و پاداش آزمودگان واجب نمىشد، و مؤمنان استحقاق ثواب نيكوكاران را نمىيافتند، و اسماء و نامها با معانى خود همراه نبودند، ...
اما خداوند پيامبران خويش را از نظر عزم و اراده قوى، و از نظر ظاهر فقير و ضعيف قرار دارد، ولى توأم با قناعتى كه قلبها و چشمها را پر از بى نيازى مىكرد، هر چند فقر ظاهرى آنها چشمها و گوشها را از ناراحتى مملو مىساخت.
اگر پيامبران داراى آن چنان قدرتى بودند كسى خيال مخالفت با آنان را نمىكرد و توانايى و عزتى داشتند كه هرگز مغلوب نمىشدند و سلطنت و شوكتى دارا بودند كه همه چشمها به آنان دوخته مىشد و از راههاى دور، بار سفر به سوى آنان مىبستند، اعتبار و ارزش آنها براى مردم كمتر و متكبران سر تعظيم در برابرشان فرود مىآوردند و اظهار ايمان مىنمودند.
اما اين ايمان به خاطر علاقه به هدف آنان نبود بلكه به خاطر ترسى كه بر آنها چيره مىشد و يا به واسطه ميل و علاقهاى كه به ماديات آنها داشتند انجام مىگرفت، و در اين صورت در نيتهاى آنها خلوص يافت نمىشد و غير از خدا در