تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٢ - تفسير پادشاهان ويرانگرند!
افكند! چندان دليلى ندارد، هر چند با جملهاى كه در آيه بعد مىآيد إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتابٌ كَرِيمٌ:" نامهاى به سوى من افكنده شده" بى تناسب نيست.
ملكه سبا نامه را گشود و از مضمون آن آگاهى يافت و چون قبلا اسم و آوازه سليمان را شنيده بود و محتواى نامه نشان مىداد كه سليمان تصميم شديدى درباره سرزمين سبا گرفته، سخت در فكر فرو رفت، و چون در مسائل مهم مملكتى با اطرافيانش به شور مىنشست از آنها دعوت كرد، رو به سوى آنها نموده" گفت:
اى اشراف و بزرگان! نامه ارزشمندى به سوى من افكنده شده است" (قالَتْ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتابٌ كَرِيمٌ).
آيا به راستى ملكه سبا پيك نامهرسان را نديده بود، ولى از قرائن كه در نامه وجود داشت اصالت نامه را احساس كرد، و هيچ احتمال نداد كه نامه مجعولى باشد؟
و يا به چشم خودش پيك را ديد و وضع اعجاب آور او خود دليل بر اين بود كه واقعيتى در كار است و مساله يك مساله عادى نيست، هر چه بود با اطمينان روى نامه تكيه كرد.
و اينكه ملكه مىگويد: اين نامه كريم و پر ارزشى است ممكن است به خاطر محتواى عميق آن، يا اينكه آغازش به نام خدا، و پايانش به مهر و امضاى صحيح بود [١] يا فرستنده آن كه شخص بزرگوارى بوده- كه هر يك از اينها را بعضى از مفسران احتمال دادهاند- و يا همه اينها زيرا هيچگونه منافاتى بين اين امور نيست و ممكن
[١] در حديث آمده است: كرامت و ارزش نامه به مهر كردن آن است (تفسير مجمع البيان و الميزان و قرطبى) و در حديث ديگرى آمده هنگامى كه پيامبر اسلام خواست نامهاى براى عجم بنويسد به او عرض كردند آنها نامه را بدون مهر نمىپذيرند، پيامبر دستور داد انگشترى ساختند كه نقش نگين آن لا اله الا اللَّه محمدا رسول اللَّه بود و نامه را با آن مهر فرمود (قرطبى ذيل آيه مورد بحث).