تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩ - شان نزول
[سوره الفرقان (٢٥): آيه ٢٠]
وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعامَ وَ يَمْشُونَ فِي الْأَسْواقِ وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَ تَصْبِرُونَ وَ كانَ رَبُّكَ بَصِيراً (٢٠)
ترجمه:
٢٠- ما هيچيك از رسولان را پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه غذا مىخوردند و در بازارها راه مىرفتند، و بعضى از شما را، وسيله امتحان بعض ديگر قرار داديم، آيا صبر و شكيبايى مىكنيد؟ (و از عهده امتحانات بر مىآئيد) و پروردگار تو بصير و بينا بوده و هست.
شان نزول:
جمعى از مفسران در شان نزول نخستين آيه از آيات فوق چنين آوردهاند كه جمعى از سران مشركان خدمت پيامبر ص آمدند و گفتند: اى محمد تو از ما چه مىخواهى؟ اگر رياست مىطلبى ما تو را سرپرست خود مىكنيم، و اگر علاقه به مال دارى از اموال خود براى تو جمع مىكنيم، اما هنگامى كه ديدند پيامبر ص در برابر اين پيشنهادهايشان تسليم نشد به بهانه جويى پرداختند و گفتند تو چگونه فرستاده خدا هستى با اينكه غذا مىخورى و در بازارها توقف مىكنى؟! آنها پيامبر ص را به خوردن غذا سرزنش كردند چرا كه مىخواستند او فرشته باشد، و به راه رفتن در بازارها ملامت كردند چرا كه آنها كسراها و قيصرها و پادشاهان جبار را ديده بودند كه هرگز گام در بازارها نمىگذاردند، در حالى كه پيامبر ص با مردم در بازارها حشر و نشر داشت و با آنها مانوس بود، و امر و نهى الهى را به آنها ابلاغ مىكرد، بهانهجويان ايراد كردند و گفتند: او مىخواهد