تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٨ - تفسير من چنين خدايى را پرستش مىكنم
سپس از مرحله زندگى دنيا پا را فراتر گذارده، به زندگى جاويدان در سراى آخرت مىپردازد تا روشن سازد كه من همه جا بر سر خوان نعمت او نشستهام نه فقط در دنيا كه در آخرت نيز هم.
مىگويد:" او كسى است كه مرا مىميراند و بار ديگر زنده مىكند" (وَ الَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ).
آرى هم مرگ من از او است و هم بازگشت مجدد به زندگى از ناحيه او است.
بدون شك پيامبران معصومند و گناهى ندارند كه بخشوده شود، ولى چنان كه در گذشته هم گفتهايم گاهى حسنات نيكان، گناه مقربان محسوب مىشود، و در مقام والاى آنان گاه انجام يك كار خوب نيز قابل بازخواست است، چرا كه از كار نيكوترى جلوگيرى كرده، و لذا ترك اولايش مىنامند.
او هرگز تكيه بر اعمال نيك خود نمىكند كه اينها در جنب كرم الهى، هيچ است و در مقابل نعمتهايش قابل ذكر نيست، بلكه تنها تكيهاش بر لطف خدا است، و اين آخرين مرحله انقطاع الى اللَّه است.
كوتاه سخن اينكه: ابراهيم براى مشخص ساختن معبود حقيقى، نخست به سراغ" خالقيت" پروردگار مىرود، سپس مقام ربوبيت او را در همه مراحل روشن مىسازد.
نخست مرحله هدايت است، سپس مرحله" نعمتهاى مادى"- اعم از ايجاد