تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٧ - تفسير سرانجام قوم لوط
آيا اين سنگها بر اثر طوفان عظيم از بيابانها كنده شده و بر سر آنها فرود آمد؟ يا از سنگهاى سر گردان آسمانى بود، كه به فرمان الهى آنجا فرو ريختند؟
يا به گفته بعضى، آتشفشان خاموشى در آن نزديكى بود كه به فرمان خدا به خروش آمد و بارانى از سنگ بر آنها فرو ريخت؟ دقيقا معلوم نيست، مسلم اين است كه اين باران مرگبار اثرى از حيات در آن سرزمين آلوده باقى نگذاشت.
(شرح مفصل ماجراى قوم لوط در جلد ٩ تفسير نمونه صفحه ١٧٨ تا ١٩٨ و در جلد ١١ از صفحه ١٠٤ تا ١١٨ با نكات مختلف آن آمده است).
" در ماجراى اين قوم ستمگر و ننگين و عاقبت شوم و مرگبار آنها، آيت و نشانه و درس عبرتى است" (إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً).
" اما اكثر آنها ايمان نياوردند" (وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ).
چه آيت و نشانهاى از اين روشنتر كه شما را به مسائل مهم و سرنوشت سازى آشنا مىكند، بى آنكه نياز به تجربه شخصى داشته باشيد.
آرى تاريخ گذشتگان عبرتى است و آيتى براى آيندگان، حتى تجربه هم نيست، زيرا در تجربه بايد انسان متحمل ضايعاتى شود تا نتائجى بگيرد، اما در اينجا از ضايعات ديگران نتيجه عايد ما مىشود.
چه رحمتى از اين برتر كه اقوامى چنين آلوده را فورا مجازات نمىكند و به آنها مهلت كافى براى هدايت و تجديد نظر مىدهد.
و نيز چه رحمتى از اين برتر كه مجازاتش خشك و تر را با هم نمىسوزاند