تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٥ - تفسير سرانجام قوم لوط
به آخر رسيده است، در اينجا است كه بايد از اين منطقه آلوده، خود و كسانى را كه به دعوت او ايمان آوردهاند نجات دهد، تا عذاب مرگبار الهى قوم ننگين را در هم كوبد.
در مقام نيايش و تقاضا به پيشگاه خداوند برآمده چنين عرض كرد:" پروردگارا! من و خاندانم را از آنچه اينها انجام مىدهند رهايى بخش" (رَبِّ نَجِّنِي وَ أَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ).
گرچه بعضى احتمال دادهاند كه منظور از اهل همه كسانى باشند كه به او ايمان آوردند، اما آيه ٣٦ سوره ذاريات مىگويد:" تنها يك خانواده بود كه ايمان آورده بودند" فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ.
ولى چنان كه قبلا هم اشاره كرديم، بعضى از تعبيرها كه در آيات مورد بحث آمده نشان مىدهد كه قبلا نيز جمعى به او ايمان آورده بودند كه از آن سرزمين تبعيد شدند.
ضمنا از آنچه گفته شد، اين واقعيت روشن مىشود كه دعاى لوط براى خاندانش روى جنبههاى عاطفى و پيوند خويشاوندى نبود، بلكه به خاطر ايمانشان بود.
[١]" غابر" از ماده" غبور" به معنى باقيمانده چيزى است، و هر گاه جمعيتى از نقطهاى حركت كنند و كسى باقى بماند به او" غابر" مىگويند، و نيز به همين جهت باقيمانده خاك را" غبار" مىنامند، و" غبره" به باقيمانده شير در پستان حيوان گفته مىشود.