تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٥ - ١-" قلب سليم" تنها سرمايه نجات
و اخلاقى اهميت مىدهد، چرا كه تمامى برنامههاى عملى انسان بازتابى از آن است.
همانگونه كه سلامت قلب ظاهرى، عامل سلامت جسم و بيمارى آن سبب بيمارى همه اعضاء است، چرا تغذيه تمام سلولهاى بدن بوسيله خونى انجام مىگيرد كه به كمك قلب به تمام نقاط كشور تن فرستاده مىشود، همين گونه سلامت و فساد برنامههاى زندگى انسان جلوه و بازتابى است از سلامت و فساد عقيده و اخلاق.
اين بحث را با سخنى از امام صادق ع پايان مىدهيم آنجا كه فرمود:
قلبها چهار گونه است:
قلبى كه در آن نفاق و ايمان است.
و قلبى كه وارونه است.
و قلبى كه مهر بر آن خورده، هيچ حقى بر آن وارد نمىشود.
و قلبى كه نورانى است و خالى (از غير خدا).
سپس افزود: قلب نورانى قلب مؤمن است، هر گاه خدا نعمتى به او بخشد شكر مىگويد و هر گاه مصيبتى به او رسد صبر و شكيبايى مىكند، اما قلب وارونه قلب مشركان است همانگونه كه خداوند فرموده: أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ أَهْدى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ:" آيا كسى كه به صورت بر زمين راه مىرود هدايت يافتهتر است يا كسى كه راست قامت بر صراط مستقيم گام برمىدارد"؟! اما قلبى كه در آن ايمان و نفاق است قلب كسانى است كه در برابر حق و باطل بى تفاوتند، اگر در محيط حق قرار گيرند تابع حق مىشوند و اگر در محيط باطل باشند گرايش به باطل پيدا مىكنند، و اما قلب مهر خورده قلب منافقان است" [١]
[١]" اصول كافى" ج ٢ صفحه ٣٠٩- باب فى ظلمة قلب المنافق (با كمى نقل به معنى).