تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٠ - تفسير " شعيب" و اصحاب" ايكه"
ترجمه:
١٧٦- اصحاب ايكه (شهرى نزديك مدين) رسولان (خدا) را تكذيب كردند.
١٧٧- هنگامى كه شعيب به آنها گفت، آيا تقوى پيشه نمىكنيد؟
١٧٨- من براى شما رسول امينى هستم.
١٧٩- تقوى الهى پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
١٨٠- من در برابر اين دعوت پاداشى از شما نمىطلبم، اجر من تنها بر پروردگار عالميان است.
١٨١- حق پيمانه را ادا كنيد (و كمفروشى نكنيد) و مردم را به خسارت نيفكنيد.
١٨٢- با ترازوى صحيح وزن كنيد.
١٨٣- و حق مردم را كم نگذاريد و در زمين فساد ننمائيد.
١٨٤- از كسى كه شما و اقوام پيشين را آفريد بپرهيزيد.
تفسير:" شعيب" و اصحاب" ايكه"
اين هفتمين و آخرين حلقه از داستانهاى پيامبران است كه در اين سوره آمده، و آن داستان پيامبر بزرگ خدا" شعيب" و قوم سركش او است.
اين پيامبر در سرزمين" مدين" (شهرى در جنوب شامات) و" ايكه" (بر وزن ليله) (آبادى معروفى نزديك مدين) زندگى داشت.
آيه ٧٩ سوره حجر گواه بر اين است كه سرزمين" ايكه" در مسير راه مردم حجاز به سوى شام بوده است.
نخست مىگويد:" اصحاب ايكه رسولان خدا را تكذيب كردند" (كَذَّبَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ).
نه تنها شعيب پيامبرى كه مبعوث بر آنها بود مورد تكذيب آنها قرار گرفت كه ديگر پيامبران هم از نظر وحدت دعوت، مورد تكذيب آنان بودند، و يا اصولا هيچ مذهبى از مذاهب آسمانى را پذيرا نشده بودند.
" ايكه" در اصل به معنى محلى است كه درختان در هم پيچيده دارد كه