تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٩ - تفسير سرنوشت اين قوم خيره سر!
طلب كه مىخواهد با اين وسيله بر آنها برترى جويد، و گاه او را مجنون خواندند، آخرين سخنشان اين بود كه بسيار خوب" اگر راست مىگويى سنگهاى آسمانى را بر سر ما فرو ريز" و ما را به همان بلائى كه به آن تهديدمان مىكنى مبتلا ساز تا بدانى ما از اين تهديدها نمىترسيم! (فَأَسْقِطْ عَلَيْنا كِسَفاً مِنَ السَّماءِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ).
" كسف" (بر وزن پدر) جمع كسفة (بر وزن قطعه) و به معنى قطعه است، و منظور از قطعههاى آسمان، قطعههاى سنگهايى است كه از آسمان فرود مىآيد.
و به اين ترتيب بى شرمى و وقاحت را به آخر رساندند و كفر و تكذيب را به بدترين صورتى نشان دادند.
اشاره به اينكه اين امر از اختيار من بيرون است، و فرو باريدن سنگهاى آسمانى و عذابهاى ديگر به دست من سپرده نشده كه از من مىخواهيد، او اعمال شما را مىداند و از ميزان استحقاقتان با خبر است، هر زمان شما را مستحق مجازات ديد و انذارها و اندرزها سودى نداد و به قدر كافى اتمام حجت شد، عذاب را نازل كرده، و ريشه شما را قطع خواهد نمود.
اين تعبير و مانند آن كه در بعضى ديگر از داستانهاى انبياء به چشم مىخورد به خوبى نشان مىدهد كه آنها همه چيز را موكول به اذن و فرمان خدا مىكردند و هرگز ادعا نداشتند كه از خودشان چيزى دارند.