تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨ - شان نزول
[سوره الفرقان (٢٥): آيات ٢٧ تا ٢٩]
وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً (٢٧) يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلاً (٢٨) لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولاً (٢٩)
ترجمه:
٢٧- و به خاطر بياور روزى را كه ظالم دست خويش را از شدت حسرت به دندان مىگزد و مىگويد: اى كاش با رسول خدا راهى برگزيده بودم.
٢٨- اى واى بر من! كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم! ٢٩- او مرا از ياد حق گمراه ساخت، بعد از آنكه آگاهى به سراغ من آمده بود، و شيطان هميشه مخذول كننده انسان بوده است.
شان نزول:
براى اين آيات شان نزولى نقل كردهاند كه فشردهاش چنين است:
" در عصر پيامبر ص دو نفر دوست در ميان مشركان به نام عقبه و ابى بودند هر زمان عقبه از سفر مىآمد غذايى ترتيب مىداد و اشراف قومش را دعوت مىكرد و در عين حال دوست مىداشت به محضر پيامبر ص برسد هر چند اسلام را نپذيرفته بود.
روزى از سفر آمد و طبق معمول ترتيب غذا داد و دوستان را دعوت كرد،