تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٤ - تفسير با اينهمه دليل باز مشرك مىشويد؟
بينندگان را غرق سرور مىكند [١] و در پايان آيه روى سخن را به بندگان كرده مىگويد:" شما قدرت نداشتيد كه درختان اين باغهاى زيبا را برويانيد" (ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها).
كار شما تنها بذر افشانى و آبيارى است، اما كسى كه حيات را در دل اين بذر آفريده، و به نور آفتاب و قطرات حياتبخش باران و ذرات خاك فرمان مىدهد كه اين دانه را برويانيد، تنها خدا است.
اينها حقائقى است كه هيچكس نمىتواند منكر آن شود، و يا آن را به غير خدا نسبت دهد، او است كه آفريننده آسمانها و زمين است، و او است كه نازل كننده باران است، او مبدأ اينهمه زيبايى و حسن و جمال در عالم حيات است.
حتى دقت در رنگ آميزى يك گل زيبا و برگهاى لطيف و منظمى كه در درون يكديگر اطراف هسته مركزى گل حلقه زدهاند، و آواى حيات سردادهاند كافى است كه انسان را به عظمت و قدرت و حكمت آفريدگار آن آشنا سازد، اينها است كه قلب انسان را تكان مىدهد و به سوى او مىخواند.
به تعبير ديگر: توحيد در خلقت (توحيد خالق) و توحيد در ربوبيت (توحيد تدبير كننده اين جهان) پايهاى براى" توحيد معبود" شمرده شده است.
و لذا در پايان آيه مىگويد:" آيا معبود ديگرى با خدا است" (أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ).
" ولى آنها گروهى نادان هستند كه از پروردگار عدول كرده و غير او را كه هيچگونه قدرتى ندارد شريك او قرار مىدهند" (بَلْ هُمْ قَوْمٌ يَعْدِلُونَ) [٢]
[١] كلمه" ذات" در" ذاتَ بَهْجَةٍ" به صورت مفرد آمده در حالى كه" حدائق" كه موصوف آن است جمع است، اين به خاطر آن است كه" حدائق" جمع مكسر است، و جمع مكسر گاهى به مفهوم" جماعت" كه مفرد است مىآيد، و صفت آن نيز مفرد خواهد بود.
[٢]" يعدلون" ممكن است از ماده" عدول" به معنى انحراف و بازگشت از حق به سوى باطل باشد، و نيز ممكن است از ماده" عدل" (بر وزن قشر) به معنى معادل و شبيه و نظير باشد، در صورت اول مفهومش اين است كه آنها از خداوند واحد يكتا به غير او عدول مىكنند، و در صورت دوم مفهومش اين است كه براى او عديل و نظير قائل مىشوند.