تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦١ - تفسير تهمتى ديگر بر قرآن
" سپس عذابى را كه به آنها وعده داده مىشد دامانشان فرا گيرد" ...
(ثُمَّ جاءَهُمْ ما كانُوا يُوعَدُونَ).
به فرض كه به آنها مهلت جديدى داده شود- كه بعد از اتمام حجت داده نخواهد شد- و به فرض كه ساليان ديگرى در اين جهان بمانند و غرق غرور و غفلت گردند، آيا كارى جز تمتع و بهرهگيرى بيشتر از مواهب مادى خواهند داشت؟ آيا آنها به جبران گذشته خواهند پرداخت؟ مسلما نه، آيا اينها مىتواند به هنگام نزول مجدد عذاب گرهى از كار آنها بگشايد و يا تغييرى در سرنوشت آنها ايجاد كند؟
اين احتمال نيز در تفسير آيات فوق وجود دارد كه آنها تقاضاى مهلت براى بازگشت به سوى حق و جبران گذشته نمىكنند بلكه براى بهرهگيرى بيشتر و تمتع فزونتر از نعمتهاى ناپايدار اين جهان است، ولى اين تمتع سودى براى آنها نخواهد داشت و دير يا زود بايد از اين سراى ناپايدار به سراى جاويدان بشتابند و با نتائج اعمالشان روبرو شوند.
تفسير نمونه ؛ ج١٥ ؛ ص٣٦١
* در اينجا سؤال يا سؤالهايى پيش مىآيد كه آيات بعد به پاسخ آن مىپردازد و آن اينكه: اصولا با توجه به علم خداوند به آينده هر قوم و گروه چه نيازى به مهلت است؟
بعلاوه با اينكه امتهاى گذشته پى در پى به تكذيب انبياء برخاستند، و به مقتضاى ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ كه در پايان داستان بسيارى از آنها تكرار شده اكثريت آنها ايمان نياوردند، باز چرا پيامبران پشت سر هم مىآيند و انذار