تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٢ - تفسير دعاهاى پر بار ابراهيم (ع)
يك پيامبر اولوا العزم در اين جنبهها قانع نيست! بعلاوه او مىداند همه اينها از ناحيه خدا است و هر لحظه امكان لغزش و سلب اين مواهب وجود دارد، لذا ادامه آن را علاوه بر تكامل از خدا مىطلبد، همانگونه كه ما- با اينكه انشاء اللَّه در صراط مستقيم ايمان گام برمىداريم- همه روز از خدا هدايت به" صراط مستقيم" را در نمازهايمان مىطلبيم، و تقاضاى ادامه اين راه و تكامل داريم.
آن چنان كن كه ياد من در خاطرهها بماند و خط و برنامه من در ميان آيندگان ادامه يابد،" اسوه" و الگويى باشم كه به من اقتدا كنند، و پايهگذار مكتبى باشم كه بوسيله آن راه تو را بياموزند، و در خط تو حركت كنند.
خداوند اين دعاى ابراهيم را نيز به اجابت رساند همانگونه كه قرآن مىگويد: وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا:" ما براى ابراهيم و اسحاق و يعقوب ذكر خير و لسان صدق برجسته و والايى قرار داديم" (مريم- ٥٠).
بعيد نيست كه اين تقاضا شامل همان چيزى باشد كه ابراهيم بعد از بناى خانه كعبه از خدا خواست و عرض كرد: رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ:" پروردگارا در ميان فرزندان ما (من و اسماعيل) پيامبرى مبعوث كن كه آيات تو را بر آنها بخواند و به آنان كتاب و حكمت بياموزد و آنها را پاكيزه كند و رشد دهد" (بقره- ١٢٩).
و مىدانيم اين تقاضا با ظهور پيامبر اسلام ص تحقق يافت و ذكر خير ابراهيم از اين طريق در اين امت بزرگ تداوم گرفت.