تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٢ - تفسير نور ايمان در قلب ساحران درخشيدن گرفت
ما امروز از هيچ چيز وحشت نداريم، نه از تهديدهاى تو، و نه از دست و پا زدن در خون بر فراز شاخههاى بلند نخل!.
اگر ترسى داشته باشيم تنها از گناهان گذشته خويش است و اميدواريم آن نيز در سايه ايمان و اميد به لطف حق بر طرف گردد.
اين چه نيرويى است كه وقتى در قلب انسان پيدا مىشود بزرگترين قدرتها در نظرش كوچك، و در برابر سختترين شكنجهها مقاوم، و نسبت به ايثار جان سخاوتمند مىگردد؟
اين نيروى ايمان است.
اين شعله چراغ فروزان عشق است، كه شهد شهادت در راه خدا را در كام انسان شيرينتر از عسل مىكند، و وصال محبوب را برترين هدف مىسازد.
اين همان نيرويى بود كه پيامبر اسلام ص از آن كمك گرفت و مسلمانان نخستين را با آن پرورش داد و به سرعت ملتى عقب افتاده را به اوج افتخار رسانيد، مسلمانانى كه تاريخشان مايه اعجاب جهانيان شد.
ولى به هر حال اين صحنه براى فرعون و دستگاهش بسيار گران تمام گشت هر چند طبق بعضى از روايات تهديداتش را عملى نمود و ساحران مؤمن را شهيد كرد، اما اين كار نه تنها عواطف مردم را كه به نفع موسى ع تحريك شده بود خاموش نكرد، بلكه به آن دامن زد.
همه جا سخن از پيامبر نو ظهور در ميان بود، و همه جا از نخستين شهيدان با ايمان بحث مىشد، گروهى به اين وسيله ايمان آوردند كه بعضى از ياران نزديك فرعون و حتى همسرش در اين صف قرار گرفتند.
در اينجا سؤالى مطرح است كه ساحران توبهكار و مؤمن چگونه خود را نخستين مؤمنان ناميدند؟
آيا منظورشان اين بوده كه نخستين مؤمنان در آن صحنه بودند؟