تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٧ - نكته رابطه اسراف و فساد در ارض
" همانها كه در زمين فساد مىكنند و هرگز اصلاح نمىكنند" (الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ).
نكته: رابطه اسراف و فساد در ارض
مىدانيم اسراف همان تجاوز از حد قانون آفرينش و قانون تشريع است، اين نيز روشن است كه در يك نظام صحيح هر گونه تجاوز از حد موجب فساد و از هم گسيختگى مىشود، و به تعبير ديگر سرچشمه فساد، اسراف است و نتيجه اسراف فساد.
البته بايد توجه داشت كه اسراف معنى گستردهاى دارد، گاه در مسائل سادهاى مانند خوردن و آشاميدن است (چنان كه در آيه ٣١ سوره اعراف آمده).
و گاه در انتقامگيرى و قصاص بيش از حد (چنان كه در آيه ٣٣ سوره اسراء آمده است).
و گاه در انفاق و بذل و بخشش بيش از اندازه (چنان كه در آيه ٦٧ سوره فرقان آمده).
و گاه در داورى كردن و قضاوت نمودنى كه منجر به كذب و دروغ مىشود، (چنان كه در آيه ٢٨ سوره غافر،" مسرف و كذاب" در رديف هم قرار گرفته).
و گاه در اعتقادات است كه منتهى به شك و ترديد مىشود (همانگونه كه در آيه ٣٤ سوره غافر" مسرف و مرتاب" با هم آمده است).
و گاه به معنى برترى جويى و استكبار و استثمار آمده (چنان كه درباره فرعون در آيه ٣١ سوره دخان مىخوانيم: إِنَّهُ كانَ عالِياً مِنَ الْمُسْرِفِينَ:" او برترىجوى و مسرف بود").