تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٥ - نكته
نكته:
بررسى آيات فوق نشان مىدهد كه منكران معاد براى اينكه از زير بار ايمان به رستاخيز و مسئوليتهاى ناشى از آن، شانه خالى كنند، از سه طريق وارد مىشدند:
١- استبعاد بازگشت به زندگى بعد از خاك شدن، چرا كه خاك به اعتقاد آنها نمىتوانست، سرچشمه حيات گردد.
٢- كهنه بودن اين عقيده و عدم تازگى آن.
٣- عدم نزول عذاب براى منكران معاد، زيرا: اگر براستى منكران مىبايست به عذابى در اين دنيا مبتلا شوند، چرا اين عذاب دامان آنها را نمىگيرد؟
اما قرآن پاسخ اول و دوم را به وضوح آن واگذار كرده، چرا كه همواره با چشم مىبينيم خاك سرچشمه حيات مىشود، و در آغاز خاك بوديم و سپس به صورت موجود زندهاى درآمديم.
قديمى بودن چيزى نيز هرگز از اهميت آن نمىكاهد، چرا كه قوانين اصلى اين عالم از ازل تا ابد ثابت و برقرار است، در اصول فلسفى و مسائل رياضى و علوم ديگر، اصول ثابت فراوان مىباشد، آيا قديمى بودن امتناع اجتماع نقيضين يا جدول ضرب فيثاغورث دليل بر ضعف آن است؟ و يا اگر مىبينيم عدالت خوب است و ظلم بد و هميشه چنين بوده و چنين خواهد بود، دليل بر بطلان آن است، اصولا بسيار مىشود كه قدمت دليل بر اصالت چيزى است.
و در مورد ايراد سوم، پاسخ مىدهد: كه در فرا رسيدن عذاب عجله نكنيد اين لطف خدا است كه به شما مهلت مىدهد و به سرعت مجازاتتان نمىكند، ولى به هوش باشيد" عذاب الهى گرچه دير آيد بيايد"!