تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٥ - تفسير موسى اينجا به اميد قبسى مىآيد!
و مجازات كافران در آنها به روشنى بازگو شده.
نخست از پيامبر اولوا العزم موسى ع شروع مىكند و مستقيما به سراغ حساسترين لحظات زندگانى او، يعنى لحظهاى كه نخستين جرقه وحى در دل او درخشيد، و با پيام و سخن الهى آشنا شد، مىرود، و مىگويد:" به خاطر بياور هنگامى را كه موسى به خانواده خود گفت:" من آتشى از دور ديدم"! (إِذْ قالَ مُوسى لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ ناراً) [١]" همين جا توقف كنيد، من به زودى خبرى براى شما مىآورم و يا شعلهاى از آتش، تا گرم شويد" (سَآتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُمْ بِشِهابٍ قَبَسٍ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ) [٢] و اين در همين شبى بود كه موسى با همسرش دختر شعيب در طريق مصر در بيابانى تاريك و ظلمانى گرفتار آمد، راه را گم كرد، و باد و طوفان وزيدن گرفت، و در همين حال درد وضع حمل به همسرش دست داد، موسى احساس نياز شديدى به افروختن آتش و استفاده از گرماى آن مىكرد، ولى در آن بيابان چيزى پيدا نبود.
همين كه شعله آتشى را از دور ديد خوشحال شد، و آن را دليل بر وجود
[١]" آنست" از ماده" ايناس" به معنى مشاهده كردن و ديدنى كه توأم با يك نوع آرامش باشد، و اينكه به انسان گفته مىشود به خاطر همين معنى است.
[٢]" شهاب" به معنى نورى است كه همچون يك عمود از آتش مىدرخشد و هر نورى كه امتدادى همچون عمود دارد شهاب ناميده مىشود، و در اصل به همان سنگهاى سرگردان آسمانى گفته مىشود كه به هنگام برخورد به هواى فشرده اطراف زمين بر اثر سرعت سرسامآورش مشتعل مىگردد، و يك خط عمودى از آتش در هوا ترسيم مىكند.
" قبس" (بر وزن قفس) به معنى شعلهاى از آتش است كه از مجموعهاى جدا مىشود.
" تصطلون" از ماده" اصطلاء" به معنى گرم شدن با آتش است.