تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٧ - تفسير حكومت داود و سليمان
گفتند ما را بر بسيارى از مؤمنان فضيلت بخشيده، نه بر همه مؤمنان؟ با اينكه آنها پيامبرانى بودند كه افضل مردم عصر خويش بودند.
اين تعبير ممكن است براى رعايت اصول ادب و تواضع باشد كه انسان در هيچ مقامى خود را برتر از همگان نداند.
و يا بخاطر اين است كه آنها به يك مقطع خاص زمانى نگاه نمىكردند، بلكه كل زمانها را در نظر داشتند، و مىدانيم پيامبرانى از آنها بزرگتر در طول تاريخ بشريت بودهاند.
" سليمان وارث داود شد" (وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ).
در اينكه منظور از" ارث" در اينجا ارث چه چيز است؟ در ميان مفسران گفتگو بسيار است.
بعضى آن را منحصر به ميراث علم و دانش دانستهاند، چرا كه به پندار آنها پيامبران ارثى از اموال خود نمىگذارند.
بعضى ديگر منحصرا ميراث مال و حكومت را ذكر كردهاند، چرا كه اين كلمه قبل از هر چيز آن مفهوم را به ذهن تداعى مىكند.
و بعضى علم سخن گفتن با پرندگان را (منطق الطير).
ولى با توجه به اينكه آيه مطلق است و در جملههاى بعد هم سخن از علم به ميان آمده و هم از تمام مواهب (أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ) دليلى ندارد كه مفهوم آيه را محدود كنيم، بنا بر اين سليمان وارث همه مواهب پدرش داود شد.
در رواياتى كه از منابع اهل بيت ع به ما رسيده نيز به اين آيه در برابر كسانى كه مىگفتند پيامبران ارثى نمىگذارند و به حديث" نحن معاشر الانبياء لا نورث"" ما پيامبران ارثى نمىگذاريم"، تكيه مىكردند استدلال شده، و دليل بر اين