تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٢ - تفسير " شعيب" و اصحاب" ايكه"
اين را نيز بدانيد كه" من در برابر اين دعوت از شما اجر و پاداشى نمىطلبم تنها اجر و مزد من بر پروردگار عالميان است" (وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ).
همان جملههاى متحد المال و كاملا حساب شده كه در آغاز دعوت ساير پيامبران آمده است: دعوت به تقوى، تاكيد بر سابقه امانت در ميان مردم، و تاكيد بر اين مساله كه اين دعوت الهى تنها انگيزه معنوى دارد و هيچ چشم داشت مادى از هيچكس در آن نيست، تا بهانهجويان و بدبينان آن را وسيله فرار خود قرار ندهند.
نخست مىگويد:" حق پيمانه را ادا كنيد" (كمفروشى ننمائيد).
(أَوْفُوا الْكَيْلَ).
" و مردم را به خسارت و زيان ميفكنيد" (وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ).
[١]" قسطاس" (بر وزن مقياس) به معنى ترازو است، بعضى آن را يك واژه رومى و بعضى عربى مىدانند، بعضى معتقدند كه قسطاس ترازوى بزرگ را مىگويند، و ميزان ترازوى كوچك و اينكه قسطاس ترازويى است كه زبانه دارد، و به همين دليل وزن را دقيقا نشان مىدهد.