تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢ - تفسير تهمتهاى رنگارنگ
نخست اينكه قرآن مطلقا مطلب تازهاى ندارد و مشتى از افسانههاى پيشين است! ديگر اينكه پيامبر اسلام حتى يك روز بدون كمك ديگران نمىتواند به كار خود ادامه دهد، بايد صبح و شام مطالب را بر او املا كنند و او بنويسد.
و ديگر اينكه او خواندن و نوشتن را مىداند، و اگر مىگويد درس نخواندهام اين هم سخن خلافى است! در واقع آنها با اين دروغها و تهمتهاى واضح مىخواستند مردم را از گرد پيامبر ص پراكنده كنند، در حالى كه تمام كسانى كه عقل داشتند و در آن جامعه مدتى زندگى كرده بودند به خوبى مىدانستند پيامبر ص نزد كسى درس نخوانده بود، بعلاوه با جمعيت يهود و اهل كتاب سر و كارى نداشت، و اگر همه روز صبح و شام از ديگران الهام مىگرفت چگونه ممكن بود بر كسى مخفى شود؟
از اين گذشته آيات قرآن در سفر و حضر در ميان جمع و در تنهايى و در همه حال بر او نازل مىشد.
علاوه بر همه اينها قرآن مجموعهاى بود از تعليمات اعتقادى، احكام عملى، قوانين، و قسمتى از سرگذشت پيامبران، چنان نبود كه همه قرآن را سرگذشت پيامبران تشكيل دهد، و تازه آنچه از سرگذشت اقوام پيشين در قرآن آمده بود شباهتى با آنچه در عهدين (تورات و انجيل تحريف يافته) و افسانههاى خرافى عرب موجود بود نداشت، چرا كه آنها پر از خرافات بود، و اينها پيراسته از خرافات كه اگر اين دو را در كنار هم بگذاريم و مقايسه كنيم حقيقت امر به خوبى روشن مىشود [١]
[١] جمعى از مفسران معتقدند كه مراد از جمله" اكتتبها" اين است كه پيامبر (ص) از ديگران خواست كه براى او اين آيات را بنويسند، و همچنين جمله" تُمْلى عَلَيْهِ" مفهومش اين است كه آنها القاء مىكردند و او حفظ مىكرد ولى با توجه به اينكه دليلى نداريم كه اين دو جمله را بر خلاف ظاهر بگيريم تفسيرى كه در متن گفته شد صحيحتر به نظر مىرسد و در واقع آنها مىخواستند از اين طريق پيغمبر (ص) را متهم كنند كه با سواد است و عمدا خود را درس نخوانده معرفى مىكند.