تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٩ - تفسير نور ايمان در دل ملكه سبا
بايد با او روبرو شود؟ و چگونه دليلى براى اثبات مبانى عقيدتى براى او بياورد.
و يا در نظر داشته پيشنهاد ازدواج به او كند و مىخواسته است ببيند آيا راستى شايستگى همسرى او را دارد يا نه؟ و يا واقعا مىخواسته مسئوليتى بعد از ايمان آوردن به او بسپارد، بايد بداند تا چه اندازه استعداد پذيرش مسئوليتهايى را دارد.
براى جمله" ا تهتدى" (آيا هدايت مىشود) نيز دو تفسير ذكر كردهاند، بعضى گفتهاند مراد شناختن تخت خويش است، و بعضى گفتهاند منظور هدايت به راه خدا به خاطر ديدن اين معجزه است.
ولى ظاهر همان معنى اول است هر چند معنى اول خود مقدمهاى براى معنى دوم بوده است.
ظاهر اين است كه گوينده سخن خود سليمان نبوده است و گرنه تعبير به" قيل" (گفته شد) مناسب نبود، زيرا نام سليمان قبلا و بعدا آمده و سخنان او به عنوان" قال" مطرح شده است.
بعلاوه مناسب ابهت سليمان نبوده است كه در بدو ورود او چنين سخنى را آغاز كند.
اما به هر صورت" ملكه سبا" زيركانهترين و حساب شدهترين جوابها را داد و" گفت گويا خود آن تخت است"! (قالَتْ كَأَنَّهُ هُوَ).
اگر مىگفت: شبيه آن است، راه خطا پيموده بود، و اگر مىگفت عين خود آن است، سخنى بر خلاف احتياط بود، چرا كه با اين بعد مسافت، آمدن تختش به سرزمين سليمان، از طرق عادى امكان نداشت، مگر اينكه معجزهاى صورت