تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٠ - تفسير موسى اينجا به اميد قبسى مىآيد!
و به دامان پر مهر پروردگار درآيند و با اعمال صالح و حسنات خود آن را جبران كنند، چنان كه در مورد موسى در داستان كشتن آن مرد قبطى آمده است كه موسى به ترك اولاى خود اعتراف كرد و عرض نمود: رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي:
" پروردگارا من بر خويشتن ستم كردم و مرا ببخش" (قصص- ١٦).
اشاره به اينكه اين سفيدى، سفيدى ناشى از بيمارى برص نيست، بلكه نورانيت و درخشندگى و سفيدى جالبى است كه خود بيانگر وجود يك معجزه و امر خارق عادت است.
باز براى اينكه به موسى ع لطف بيشترى كند و به منحرفان امكان بيشترى براى هدايت دهد، مىگويد: معجزات تو منحصر به اين دو نيست، بلكه" اين دو معجزه در زمره نه معجزه قرار گرفته كه تو همراه با آنها به سوى فرعون و قومش فرستاده مىشوى چرا كه آنها قوم ياغى و فاسقى بودهاند" و نياز به راهنمايى دارند مجهز با معجزات بزرگ فراوان (فِي تِسْعِ آياتٍ إِلى فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ) [١] از ظاهر اين آيه چنين استفاده مىشود كه اين دو معجزه جزء نه معجزه
[١] جار و مجرور در" فِي تِسْعِ آياتٍ" با متعلق به جمله" اذهب" يا يكى از افعال عموم است كه در تقدير مىباشد، و ممكن است" فى" به معنى" مع" باشد،" و الى فرعون" نيز متعلق به همين جمله مقدر و يا جمله" انت مرسل بها" مىباشد كه آن نيز در تقدير است.