تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٨ - تفسير موسى اينجا به اميد قبسى مىآيد!
در پاسخ اين سؤال مىتوان گفت كه توأم بودن اين صدا با يك اعجاز روشن يعنى درخشيدن آتش از درون شاخه درخت سبز، گواه زندهاى بود كه اين يك امر الهى است.
بعلاوه چنان كه در آيه بعد خواهيم ديد، به دنبال اين ندا دستورى به موسى داده شد كه معجزه عصا و يد بيضاء را در برداشت، و اين دو گواه صادق ديگر بر واقعيت اين ندا بود.
از همه اينها گذشته قاعدتا نداى الهى ويژگى و خصوصيتى دارد كه آن را از هر نداى ديگر ممتاز مىكند و به هنگامى كه انسان آن را مىشنود چنان در قلب و جانش اثر مىگذارد كه هيچگونه شك و ترديدى در اينكه اين ندا، از سوى خداوند است باقى نمىماند.
موسى عصاى خود را افكند، ناگاه تبديل به مار عظيمى شد" هنگامى كه موسى نظر به آن افكند، ديد با سرعت همچون مارهاى كوچك به هر سو مىدود و حركت مىكند، ترسيد و به عقب برگشت و حتى پشت سر خود را نگاه نكرد" (فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ) [١] اين احتمال نيز وجود دارد كه عصا در آغاز كار تبديل به مار كوچكى شد و در مراحل بعد تبديل به اژدهايى عظيم!
[١] بعضى از مفسران معتقدند كه" جان" از همان" جن" به معنى موجود ناپيدا است، زيرا مارهاى كوچك و باريك غالبا به صورت مخفيانه و ناپيدا در لابلاى علفها و شيارهاى باريك زمين حركت مىكنند و خود را مخفى مىدارند.