تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤ - تفسير آسمان با ابرها شكافته مىشود!
را مىپوشاند به آن غمام گفته مىشود همچنين به اندوه كه قلب را مىپوشاند غم مىگويند.
اين آيه در حقيقت پاسخى است به درخواست مشركان، و يكى ديگر از بهانهجوئيهاى آنها زيرا آنها انتظار داشتند خداوند و فرشتگان، طبق اساطير و افسانههاى آنان، در ميان ابرها به سراغشان بيايند و آنها را به سوى حق دعوت كنند، در اسطورههاى يهود نيز آمده كه گاه خداوند در لابلاى ابرها ظاهر مىشد! [١] قرآن در پاسخ آنها مىگويد: آرى فرشتگان (و نه خدا) روزى به سراغ آنها مىآيند، اما كدام روز؟ روزى كه مجازات و كيفر اين بدكاران فرا مىرسد و بيهودهگويىهاى آنها را پايان مىدهد.
اكنون ببينيم منظور از شكافته شدن آسمان با ابرها چيست؟ با اينكه مىدانيم اطراف ما چيزى به نام آسمان كه قابل شكافته شدن باشد وجود ندارد.
بعضى از مفسران مانند" علامه طباطبائى" (رضوان اللَّه عليه) در تفسير" الميزان" فرمودهاند: منظور شكافته شدن آسمان عالم شهود و كنار رفتن حجاب جهل و نادانى و نمايان گشتن عالم غيب است، يعنى انسان در آن روز درك و ديدى پيدا مىكند كه با امروز بسيار متفاوت است، پردهها كنار مىرود، و فرشتگان را كه در حال نزول از عالم بالا هستند مىبيند.
تفسير ديگر اين است كه منظور از سماء، كرات آسمانى است كه بر اثر انفجارات پى در پى از هم متلاشى مىشود، و ابرى كه حاصل از اين انفجارات و متلاشى شدن كوهها است صفحه آسمانها را فرا مىگيرد، بنا بر اين كرات آسمانى شكافته مىشود، در حالى كه همراه با ابرهاى حاصل از آن است [٢]
[١] فى ظلال جلد ٦ صفحه ١٥٤ (ذيل آيه مورد بحث).
[٢] از نظر ادبى" باء" در اين صورت براى ملابست است.