تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٩ - تفسير آنجا كه پاكدامنى عيب بزرگى است!
در آخرين آيه مورد بحث بعد از پايان شرح حال پنج پيامبر بزرگ الهى و سرنوشت قوم آنها، روى سخن را به پيامبر گرامى اسلام ص كرده و به عنوان يك نتيجهگيرى از گذشته، و مقدمهاى براى طرح گفتگو با مشركان، چنين مىفرمايد:" بگو حمد و ستايش مخصوص خدا است" (قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ).
ستايش مخصوص خداوندى است كه اقوام ننگينى همچون قوم لوط را نابود كرد، مبادا دامنه آلودگيهاى آنها سراسر زمين را فرا گيرد.
حمد و ستايش براى كسى است كه فاسدان مفسدى همچون قوم ثمود و فرعونيان گردنكش را به ديار عدم فرستاد تا راه و رسمشان سنت و الگويى براى ديگران نشود.
و سرانجام حمد و ستايش از آن كسى است كه اينهمه قدرت و نعمت به بندگان با ايمانى همچون داود و سليمان ع بخشيد و گمراهانى همچون قوم سبا را به وسيله آنها هدايت كرد.
سپس مىافزايد" و سلام و درود بر بندگان برگزيدهاش" (وَ سَلامٌ عَلى عِبادِهِ الَّذِينَ اصْطَفى).
سلام بر موسى و صالح و لوط و سليمان و داود ع و سلام بر همه انبياء و پيروان راستينشان.
بعد مىگويد:" آيا خداوندى كه اينهمه توانايى و قدرت و موهبت و نعمت دارد بهتر است يا بتهايى را كه آنها شريك خدا قرار مىدهند و مطلقا مبدأ اثر نيستند"؟! (آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ) [١]
[١]" آلله" در اصل أ الله بوده كه يكى از دو همزه آن تبديل به الف و نتيجتا به صورت مد در آمده است و جمله" أَمَّا يُشْرِكُونَ" در اصل ام ما يشركون بوده كه" ام" براى استفهام و" ما" موصوله است كه در هم ادغام گرديده.