تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٤ - تفسير پادشاهان ويرانگرند!
بعد از ذكر محتواى نامه سليمان، براى ملت خود رو به سوى آنها كرده چنين" گفت اى اشراف و صاحبنظران! رأى خود را در اين كار مهم براى من ابراز داريد كه من هيچ كار مهمى را بى حضور شما و بدون نظر شما انجام ندادهام"! (قالَتْ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي أَمْرِي ما كُنْتُ قاطِعَةً أَمْراً حَتَّى تَشْهَدُونِ).
او مىخواست با اين نظر خواهى موقعيت خود را در ميان آنها تثبيت كرده و نظر آنها را به سوى خويش جلب نمايد، ضمنا ميزان هماهنگيشان را با تصميمات خود مورد مطالعه و بررسى قرار دهد.
" افتونى" از ماده" فتوا" است، در اصل به معنى حكم كردن دقيق و صحيح در مسائل پيچيده است،" ملكه سبا" با اين تعبير، هم پيچيدگى مساله را به آنها گوشزد كرد، و هم آنها را به اين نكته توجه داد كه بايد در اظهار نظر دقت به خرج دهند تا راه خطا نپويند.
" تشهدون" از ماده" شهود" به معنى" حضور" است، حضورى كه توأم با همكارى و مشورت بوده باشد.
به اين ترتيب هم تسليم خود را در برابر دستورات او نشان دادند، و هم تمايل خود را به تكيه بر قدرت و حضور در ميدان جنگ!