تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٥ - تفسير پادشاهان ويرانگرند!
آبادى شوند آن را به فساد و ويرانى مىكشانند"! (قالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها).
و عزيزان اهل آن را به ذلت مىنشانند" (وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً).
جمعى را مىكشند، عدهاى را اسير مىكنند، و گروهى را آواره و بى خانمان، و تا آنجا كه مىتوانند دست به غارت و چپاول مىزنند.
سپس براى تاكيد بيشتر گفت:" آرى اين چنين مىكنند" (وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ).
در حقيقت ملكه سبا كه خود پادشاهى بود، شاهان را خوب شناخته بود كه برنامه آنها در دو چيز خلاصه مىشود:" فساد و ويرانگرى" و" ذليل ساختن عزيزان"، چرا كه آنها به منافع خود مىانديشند، نه به منافع ملتها و آبادى و سر بلندى آنها و هميشه اين دو بر ضد يكديگرند.
ملتها را به ذلت مىكشانند يا عزت؟ و براى اين كار بايد از هديه استفاده كرد، لذا" من هديه قابل ملاحظهاى براى آنها مىفرستم تا ببينم فرستادگان من چه واكنشى را از ناحيه آنها براى ما مىآورند" (وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ).
پادشاهان علاقه شديدى به" هدايا" دارند، و نقطه ضعف و زبونى آنها نيز همين جا است، آنها را مىتوان با هداياى گرانبها تسليم كرد، اگر ديديم سليمان با اين هدايا تسليم شد، معلوم مىشود" شاه" است! در برابر او مىايستيم و تكيه بر قدرت مىكنيم كه ما نيرومنديم، و اگر بى اعتنايى به ما نشان داد و بر سخنان خود و پيشنهادهايش اصرار ورزيد معلوم مىشود، پيامبر خدا است در اين صورت