تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٦ - ٢- سليمان و الهام شكر پروردگار
كه دارا بودن اين سطح آگاهى از ناحيه قشرى از حيوانات در عصر سليمان خود يك اعجاز و خارق عادت بوده است، و مانعى ندارد كه عين آن را در ساير اعصار و قرون احيانا نبينيم.
غرض اين است كه هيچ دليلى در كار نيست كه ما داستان سليمان و مور يا سليمان و هدهد را بر كنايه و مجاز و يا زبانحال، و مانند آن حمل كنيم، هنگامى كه حفظ ظاهر آن و حمل بر معنى حقيقى امكان پذير است [١]
٢- سليمان و الهام شكر پروردگار
يكى از بهترين نشانهها براى شناخت حاكمان الهى از حكمرانان جبار، اين است كه دسته دوم به هنگام رسيدن به قدرت، غرق غرور و غفلت مىشوند و همه ارزشهاى انسانى را به دست فراموشى سپرده، در خودكامگى، سخت فرو مىروند.
اما حاكمان الهى به هنگام نيل به قدرت، بار سنگينى از مسئوليتها را بر دوش خود احساس مىكنند، بيش از هميشه به درگاه خدا روى مىآورند، و توانايى بر اداى رسالت خويش را از او مىطلبند، همانگونه كه سليمان بعد از آن همه قدرت مهمترين چيزى كه از خدا تقاضا مىكند اداى شكر او و استفاده از اين مواهب در مسير رضاى او و آسايش بندگان خدا است.
جالب اينكه با جمله" اوزعنى" اين تقاضا را شروع مىكند كه مفهومش الهامى از درون و جمع كردن تمام نيروهاى باطنى براى انجام اين هدف بزرگ است يعنى خدايا آن چنان قدرتى به من عنايت كن تا تمام نيروهاى درونيم را براى اداى شكر و انجام وظيفه بسيج كنيم، و راه را نيز تو به من نشان ده كه راهى است بسيار سخت و طولانى و پر خوف و خطر، راه اداى حقوق همه مردم، در چنان حكومت
[١] در جلد پنجم تفسير نمونه صفحه ٢٢٤ (ذيل آيه ٣٨ سوره انعام) نيز در اين زمينه سخن گفتهايم.