تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤١ - تفسير برجهاى آسمانى
او در نخستين آيه مورد بحث مىافزايد:" هنگامى كه به آنها گفته شود براى خداوند رحمان كه سراسر وجود شما غرق رحمت او است سجده كنيد آنها از روى كبر و غرور، و يا از سر استهزاء مىگويند: رحمان چيست"؟! (وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ).
ما اصلا" رحمان" را نمىشناسيم و اين كلمه براى ما مفهوم روشنى ندارد.
" آيا ما براى چيزى سجده كنيم كه تو به ما دستور مىدهى"؟! (أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا).
ما زير بار هيچكس نمىرويم و تابع فرمان اين و آن نخواهيم شد!.
" اين سخن را مىگويند و بر نفرت و دوريشان از خدا افزوده مىشود" (وَ زادَهُمْ نُفُوراً).
بدون شك مناسبترين نام از نامهاى خدا براى دعوت به خضوع و سجده در برابر او همان نام پر جاذبه رحمان با مفهوم رحمت گستردهاش مىباشد، ولى آنها بخاطر كوردلى و لجاجت نه تنها انعطافى در برابر اين دعوت نشان ندادند، بلكه به سخريه و استهزاء پرداخته و از روى تحقير گفتند رحمان چيست؟ همانگونه كه فرعون در برابر دعوت موسى ع گفت: و ما رب العالمين:" پروردگار جهانيان چيست"؟ (آيه ٢٣ سوره شعراء) آنها حتى حاضر نبودند بگويند كيست؟! گرچه جمعى از مفسران معتقدند كه نام" رحمان" براى خدا در ميان عرب جاهلى نامانوس بود، و هنگامى كه اين توصيف را از پيامبر ص شنيدند واقعا از روى تعجب به اين سؤال پرداختند، حتى بعضى از آنها مىگفتند: ما كسى را به نام رحمان نميشناسيم تنها كسى را كه به اين نام مىدانيم همان كسى است كه در سرزمين" يمامه" است! (منظورشان مسيلمه كذاب بود كه به دروغ دعوى نبوت كرد و مردم او را به اين نام رحمان مىشناختند).
ولى اين سخن بسيار بعيد به نظر مىرسد، زيرا ماده اين اسم و صيغهاش