تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٧ - ٢- چرا از چهارپايان گمراهتر؟!
٢- چرا از چهارپايان گمراهتر؟!
در آيات فوق براى منعكس كردن اهميت مطلب، نخست مىفرمايد: آنها كه معبودشان هواى نفسشان است همچون چهارپايانند، بعد از آن ترقى كرده و اضافه مىكند: بلكه از آنها گمراهترند! شبيه اين تعبير در آيه ١٧٢ سوره اعراف نيز آمده است كه درباره دوزخيانى كه به حكم استفاده نكردن از گوش و چشم و عقل خود، به چنان سرنوشتى گرفتار مىشوند، مىفرمايد: أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُ:" آنها همچون چهارپايانند بلكه گمراهتر"! گرچه گمراهتر بودن آنها اجمالا روشن است، ولى مفسران بحثهاى جالبى روى اين مساله كردهاند كه با تحليل و اضافاتى مىتوان چنين گفت:
١- اگر چهارپايان، چيزى نمىفهمند و گوش شنوا و چشم بينايى ندارند، دليلش عدم استعداد آنها است، اما از آنها بيچارهتر انسانى است كه خميره همه سعادتها در وجود او نهفته است و آن قدر خدا به او استعداد داده كه مىتواند نماينده و خليفه اللَّه در زمين گردد، ولى كارش به جايى مىرسد كه تا سر حد يك چهارپا سقوط مىكند، تمام شايستگيهاى خود را به هدر داده، و از اوج مسجود بودن فرشتگان به حضيض نكبت بار شياطين سقوط مىكند، اين راستى دردناك است و گمراهى آشكار.
٢- چهارپايان تقريبا حساب و كتابى ندارند و مشمول مجازاتهاى الهى نيستند در حالى كه آدميان گمراه بايد بار تمام اعمال خود را بر دوش كشند و كيفر اعمال خويش را بى كم و كاست ببينند.
٣- چهارپايان براى انسانها خدمات زيادى دارند و كارهاى مختلفى انجام مىدهند، اما انسانهاى طاغى و ياغى خدمتى كه نمىكنند هيچ، هزاران بلا و مصيبت نيز مىآفرينند.