آشنایی با قرآن 7 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣
فرصت انجام تکلیف و مسؤولیت را به دست خود از بین بردن . امام زینالعابدین سلامالله علیه به خداوند عرض میکند که خدایا به من طول عمر بده مادامی که عمر من مبذول در راه توست و سرمایهای است که در راه تو بذل میشود ، از آن ساعت که این سرمایه چراگاه شیطان است آن را نمیخواهم . اگر بناست من زنده بمانم ولی آن زندگی برای من مایه خیر و برکت یعنی خدمت در راه تو نباشد ، بذله در راه تو نباشد که دیگر در آن صورت زندگی برای من تکامل نیست نقص است خدا اینچنین زندگی را نمیخواهم . پس در این مکتب مرگ برای همه مردم یک امر آرزویی نیست . برای بعضی از مردم منفور است و باید هم منفور باشد ، چون مرگ درواقع ورود بر خود و بر حقیقت خود است ، و برای بعضی از مردم امری آرزویی است . ولی باید توجه داشت که برای آنها که مرگ یک امر آرزویی است اینطور نیست که بخواهند این فرصت را از دست بدهند ، چرا که عمر برای آنها فرصت است ، میخواهند در این فرصت حداکثر تقرب به حق و تکامل را حاصل کنند .
مرگ در دو حالت ، بلاشرط مطلوب اولیاالله است
فقط در دو حالت است که مرگ برای اولیاالله بلاشرط مطلوب میشود . حالت اول اینکه بداند که بعد از این اگر زنده هم بماند کاری ندارد که انجام بدهد . قبل از بیان حالت دوم لازم است در مورد حالت اول مقداری توضیح دهیم . کسانی که میخواهند روی اصول مادی خودکشی را توجیه کنند ، آنها هم بر اساس همین مسؤولیت این حرف را میزنند . دو سال پیش بود که یک نفر که نمیخواهم نامش را ببرم که با اینکه مرد دانشمندی است ولی